هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

101

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

فاطمهء زهرا در فتح مكه فاطمهء زهرا از اينكه مىديد بخش بزرگى از جزيرة العرب به زير چتر اسلام در آمده و رسالت پدرش را پذيرا گشته‌اند احساس سعادت و شادى زايد الوصفى مىكرد و اينك اين قريش با آن همه تكبر و نخوت خويش است كه فرستاده‌اى را به يثرب ( مدينه ) به نزد رسول خدا گسيل داشته تا آتش بسى را كه طى صلح حديبيه در سال ششم هجرت به امضا رسيده بود تمديد كند . قريش پس از زير پا گذاردن شرايط مورد توافق و يارى رساندن بنى بكر به هم‌پيمانانش عليه « خزاعه » كه هم پيمان پيامبر بود و پس از آنكه متوجه شد كه مسلمانان ، تبديل به قدرتى شده‌اند كه نمىشود ناديده‌شان گرفت بزرگ خود ابو سفيان را به نزد پيامبر فرستاد ؛ خبر خيانت قريش به « خزاعه » به پيامبر رسيده و او براى جنگ با آنها آماده مىشد ابو سفيان به حضور پيامبر رسيد تا درخواست قريش را با ايشان در ميان بگذارد و هنگامى كه پيامبر را مايل بدين كار نديد خواست تا گروهى از مسلمانان را واسطه قرار دهد ولى كسى تن به چنين نقشى نداد آنگاه به خانهء دختر خود رمله همسر پيامبر ( ص ) آمد در اينجا نيز روى خوشى نديد و همين‌كه مىخواست روى فرشى كه در اتاقش پهن بود بنشيند به شتاب نزديك شد و فرش را جمع كرد تا او كه مشرك بود و با اسلام دشمنى مىورزيد و توطئه مىچيد روى آن ننشيند ؛ از اينكه اينهمه حتى در برابر دخترش خوار شده بود غمگين و ناراحت گرديد ؛ تصور چنين سرسختى و قاطعيتى را كه از دخترش نيز ديد ، نمىكرد و اگر در مراجعه به على ( ع ) اميدى به موفقيت مأموريتش نمىديد كاملا مأيوس مىشد او مىدانست كه على و همسرش زهرا ( ع ) از نزديكترين كسان